الشيخ رسول جعفريان
52
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
به درستى مىگويد : هيچ كس به اندازهء ابو طالب و فرزندانش على و جعفر ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را يارى نكردند . « 1 » زمانى كه كسى به خاطر مسألهاى از امام ، نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شكايت كرد ، آن حضرت سه بار فرمود : « على را راحت بگذاريد ، فإنّ عليّا منّى و أنا منه و هو ولىّ كل مؤمن . » « 2 » امام در شب هجرت جان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نجات داد . « 3 » در بدر نزديك به سى تن از مشركان را به قتل رساند . در احد ، در حالى كه بسيارى از صحنهء جنگ گريختند ، در كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ماند و جان آن حضرت را نجات داد . يك ضربهء شمشير على در خندق ، كه بر عمرو بن عبد ود فرود آمد ، از طرف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، برتر از عبادت جن و انس دانسته شد . اين ضربت سبب شد تا دشمن به هزيمت كشانده شود . « 4 » آن حضرت در بيشتر جنگها پرچمدار سپاه اسلام بود . « 5 » بىشبهه در ميان اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كسى دانش امام را نداشت . اين مطلبى است كه در كلام خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب آمده و تاريخ نيز بر آن گواهى داده است . اين سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : أنا مدينة العلم و علىّ بابها ، بهترين گواه بر اين مطلب است . سخن خود امام عليه السّلام در بالاى منبر به اين كه : سلونى قبل أن تفقدونى ، « 6 » نشانگر دانش برتر امام بود . اين ادعايى بود كه به قول سعيد بن مسيب هيچ كس از صحابه جز امام آن را مطرح نكرد . « 7 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله امام را موظف فرمود تا به مردم وضو و سنّت را تعليم دهد . « 8 » عايشه كه دشمنيش نسبت به فاطمه و على عليهما السّلام به همان زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازمىگشت ، مىگفت : على أعلم الناس بالسّنه ، « 9 » عطاء از تابعين معروف
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 7 ، ص 174 ( 2 ) . الامالى فى آثار الصحابة ، ص 80 ، و در پاورقى آن از : مسند احمد ، ج 4 ، ص 437 ، صحيح ترمذى ، ش 3796 ؛ مسند طيالسى ، ش 829 ؛ خصائص على عليه السّلام ، سنن نسائى ، ص 65 ؛ حلية الاولياء ، ج 6 ، ص 294 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 110 ؛ المعجم الكبير ، ج 18 ، ص 128 ؛ و نك : الاستيعاب ، ج 4 ، ص 322 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 260 ( 4 ) . تاريخ مختصر الدول ، ص 95 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 5 ، ص 7 ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 91 ، 94 ؛ حياة الصحابة ، ج 2 ، صص 515 - 514 ( 6 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 189 ( 7 ) . تاريخ يحيى بن معين ، ج 3 ، ص 143 ( 8 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 52 ( 9 ) . تاريخ الكبير ، بخارى ، ج 2 ، ص 255